|
"سكوت "
سكوت اي تداعي گر اميد ها و آرزوهاي زيراوار
سكوت اي خواستگاه بي پروايي
و وجدانهايي كه از غرور به درد مي ايد
سكوت اي تداعي گر شب زنده داري ها
و حرفهاي نا گفته
سكوت اي ديواره آهنين واژه ها
كه در خلوتگاه بي مرزي اسير گشته اند
سكوت اي صداقت پنهان اشكها
و هق هق هاي بي كسي
سكوت اي تنهايي اتاق من
اي واژه هاي ناگفته ي ذهن كوچكم
كه تار گرفته اند
در ميان حجم سنگين بي قراري ها
آري سكوت
اي مدعي تازه نفس عشقهاي پنهان
كه بازار كساد عاشقي را از پاي درآوردي
و باز سكوت
كه همچون رودخانه اي در ميان اين فاصله ها
جاريست....

|